kochen
| Perfekt | Präteritum | Präsens | Pronomen |
|---|---|---|---|
| habe gekocht | kochte | koche | ich |
| hast gekocht | kochtest | kochst | du |
| hat gekocht | kochte | kocht | er/sie/es |
| haben gekocht | kochten | kochen | wir |
| habt gekocht | kochtet | kocht | ihr |
| haben gekocht | kochten | kochen | sie/Sie |
معانی
1. آشپزی کردن؛ (بهطور عادی یا حرفهای) غذای گرم پختنkochenintransitivبیشتر▾
2. پختن؛ (غذا یا نوشیدنی) درست کردن که با حرارت پخته میشود یا طعمش را به آب داغ میدهدkochen+akk.بیشتر▾
3. جوشاندن، پختن در آب؛ غذا را با پوشاندن در مایع به نقطهی جوش رساندن و پختنkochen+akk.بیشتر▾
4. (etw. kocht) جوشیدن؛ به دمای جوش رسیدن و ماهیتش تغییر کردنkochenintransitivبیشتر▾
5. (محاورهای، مجازی) خشمگین بودن؛ بسیار برانگیخته و عصبانی بودنkochenvor+dat.بیشتر▾
6. (مجازی، ادبی) متلاطم بودن؛ دریا یا هوا خروشان بودنkochenintransitivبیشتر▾
7. (زرد و چسبناک) پختن؛ مواد غلیظ مثل مربا یا قیر را آنقدر گرما دادن تا روان شودkochen+akk.بیشتر▾
8. (تاریخی) شستن لباس با جوشاندن؛ لباس را در آب داغ جوشاندن تا کثیفی و میکروبها از بین بروندkochen+akk.بیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
