صفتAdjektiv
langsam
| langsam | langsamer | am langsamsten |
معانی
1. آهسته، کند (زمانبر و بیسرعت)بیشتر▾
• Langsam fahren, bitte!لطفاً آهسته برانید!
2. کند ذهن، تنبلبیشتر▾
• Er ist ein langsamer Schüler.او دانشآموزی کندذهن است.
3. (گفتاری) کمکم، رفتهرفتهبیشتر▾
• Es wird langsam Zeit, dass ich gehe.کمکم وقتِ رفتنِ من است.
4. (ورزش) کند (برای سطحِ بازی)بیشتر▾
• Der Rasen ist zu langsam.چمن بیش از حد کند است.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
