در حال بارگذاری...

صفتAdjektiv

letzt

معانی

• Das ist das letzte Haus der Straße.این آخرین خانه‌ی خیابان است.
• Am letzten Tag des Jahres feiern wir.در آخرین روز سال جشن می‌گیریم.
• Ich komme als Letzter an die Reihe.نوبت من آخر است.
• Wir treffen die letzten Vorbereitungen.ما آخرین تدارکات را می‌بینیم.
• Letzte Woche war ich krank.هفته‌ی پیش بیمار بودم.
• Das ist mein letztes Geld.این آخرین پول من است.
• Er vollzog den letzten Willen des Verstorbenen.او وصیت آخر درگذشته را اجرا کرد.
• Wir stellen die letzten Fragen.ما پرسش‌های غایی را مطرح می‌کنیم.
• Das sind letzte Fragen der Philosophie.اینها پرسش‌های ژرف فلسفه‌اند.
• Er greift zum letzten Mittel.او به آخرین چاره دست می‌زند.
• Das ist die letzte Qualität.این پست‌ترین کیفیت است.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی