صفتAdjektiv
nächst
معانی
1. نزدیکترین (صورت عالی nah)؛ از نظر مکان یا خویشاوندیبیشتر▾
• Wo ist die nächste Bushaltestelle?نزدیکترین ایستگاه اتوبوس کجاست؟
2. بعدی؛ پس از این (از نظر زمان یا ترتیب)بیشتر▾
• Nächste Woche fahre ich nach Berlin.هفتهی آینده به برلین میروم.
3. (کهن؛ mit Nächstem) بهزودیبیشتر▾
• Ich besuche euch mit Nächstem.بهزودی به دیدنتان میآیم.
4. (حرف اضافه با حالت datif؛ ادبی) بلافاصله پس از؛ در کناربیشتر▾
• Nächst meiner Mutter habe ich ihm am meisten zu verdanken.پس از مادرم، بیشترین دِین را به او دارم.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




