اسمNomen
Mädchen
das/[ˈmɛːtçən]
جمع: Mädchen
ملکی: des Mädchens
معانی
1. دختر، کودک یا نوجوانِ مؤنثبیشتر▾
• Der Musikkurs für Kinder richtet sich an Jungs und Mädchen ab drei Jahren.کلاسِ موسیقیِ کودکان برایِ پسران و دختران از سهسالگی است.
2. زنِ جوان (مجرد)بیشتر▾
• Hier trifft er Freunde, hört Musik und flirtet mit den Mädchen.او اینجا دوستانش را میبیند، موسیقی گوش میدهد و با دخترها لاس میزند.
3. دوستدختر (عاشقانه)بیشتر▾
• Er hat sein Mädchen nicht als Kraftprotz erobert.او دوستدخترش را با زورگویی به دست نیاورد.
4. (کهنه) خدمتکارِ زن در خانهبیشتر▾
• Morgens servierten die unausgeschlafenen Mädchen lustlos den Kaffee.صبحها دخترانِ خدمتکارِ کمخواب بیحوصله قهوه میآوردند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
