Mann
معانی
1. مرد، انسانِ بالغِ مذکربیشتر▾
2. (استعاری) مرد بهعنوانِ نمادِ مردانگی، شجاعت و استواریبیشتر▾
3. شوهر، همسرِ مرد در رابطهیِ زناشوییبیشتر▾
4. (ورزش) بازیکنبیشتر▾
5. (محاوره) خطاب به مرد، مخاطب قرار دادنِ شخص با حالتِ تشر یا تأکیدبیشتر▾
6. آدم، نفر (عام، در عبارتهایی مانندِ «همهیِ نفرات»)بیشتر▾
7. (عامیانه) حرفِ تعجب یا خشم؛ «وای!»، «عجب!»بیشتر▾
8. واحدِ شمارشِ افراد (نفر)بیشتر▾
9. (اصطلاح: an den Mann bringen) کالایی را به فروش رساندن یا به دست مشتری رساندنبیشتر▾
10. (تاریخی) پیروان و سربازانِ وفادارِ یک سرور؛ ملازمانبیشتر▾
11. (معدنکاری) «alter Mann»: بخشِ متروکِ معدن که دیگر استخراج نمیشودبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
