در حال بارگذاری...

اسمNomen

Mitte

die/[ˈmɪtə]
جمع: Mitten
ملکی: Mitte

معانی

• In der Mitte des Tisches steht eine Vase.در وسط میز گلدانی هست.
• Er hat die Mitte verloren.او تعادل خود را از دست داده است.
• Er hält sich in der goldenen Mitte.او میانه‌روی را رعایت می‌کند.
• Mitte November fahren wir weg.اواسط نوامبر سفر می‌کنیم.
• Einer aus unserer Mitte sprach.یکی از میان ما سخن گفت.
• Die Mitte stimmte für den Entwurf.حزب‌های میانه به این پیش‌نویس رأی دادند.
• Er fasste sie um die Mitte.او کمرش را گرفت.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی