اسمNomen
Mitte
die/[ˈmɪtə]
جمع: Mitten
ملکی: Mitte
معانی
1. وسط؛ نقطهای که از همهی مرزها فاصلهی برابر دارد؛ مرکزبیشتر▾
• In der Mitte des Tisches steht eine Vase.در وسط میز گلدانی هست.
2. (مجازی) مرکز یک مسئله یا موضوعبیشتر▾
• Er hat die Mitte verloren.او تعادل خود را از دست داده است.
3. (مجازی) موضع میانه؛ جایی میان دو حد افراطیبیشتر▾
• Er hält sich in der goldenen Mitte.او میانهروی را رعایت میکند.
4. (زمانی) میانهی یک دورهی زمانیبیشتر▾
• Mitte November fahren wir weg.اواسط نوامبر سفر میکنیم.
5. گروه؛ جمع آدمها (aus unserer Mitte)بیشتر▾
• Einer aus unserer Mitte sprach.یکی از میان ما سخن گفت.
6. (سیاست) احزاب میانه که میان چپ و راست قرار دارندبیشتر▾
• Die Mitte stimmte für den Entwurf.حزبهای میانه به این پیشنویس رأی دادند.
7. (نادر) کمر؛ میانهی بدنبیشتر▾
• Er fasste sie um die Mitte.او کمرش را گرفت.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




