در حال بارگذاری...

1حرف‌اضافهPräposition

ohne

معانی

• Sie ist ohne Jacke gekommen.او بدون ژاکت آمده است.
• Das Zimmer kostet ohne Heizung 70 Euro.اتاق بدون هزینه‌ی گرمایش ۷۰ یورو است.
2
پیروسازUnterordnend
نکته‌ی گرامری — ترتیب کلمات
فعل صرف‌شده را به انتهای همان جمله‌ی وابسته می‌فرستد. مثال: «Ich bleibe zu Hause, weil es regnet.»

معانی

• Er eilte vorbei, ohne ein Wort zu sagen.او بی‌آنکه کلمه‌ای بگوید شتابان گذشت.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی