mit
معانی
1. (همراهی) همراه بودن در یک کار یا حالت؛ بابیشتر▾
2. (شمول) همراه با؛ بههمراه؛ از جملهبیشتر▾
3. (تجهیزات و ویژگی) دارا بودن چیزی؛ همراه با (در برابر ohne)بیشتر▾
4. (شرایط همراه) چگونگی انجام کار؛ با؛ در حالی کهبیشتر▾
5. (رابطهی کلی) دربارهی؛ در مورد؛ به کسی یا چیزی مربوطبیشتر▾
6. (ابزار) وسیلهی انجام کار؛ با (وسیلهی نقلیه، ابزار)بیشتر▾
7. (موضوع کار؛ با فعلها) مشغولیت یا کاری که کسی با آن سروکار دارد؛ بابیشتر▾
8. (زمان) همزمان با رویدادی؛ با؛ همراه با (نقطهی زمانی یا فرایند)بیشتر▾
9. (علت) بهخاطر؛ با (بیماری و ناتوانی)بیشتر▾
معانی
1. (حضور و تعلق) همراه، نیز؛ مانند دیگران؛ در کنار چیزهای دیگر؛ همبیشتر▾
2. (محاورهای؛ با فعلهای وجهی و sein و haben) همراه آمدن یا بردن؛ شرکت داشتنبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




