اسمNomen
Rate
die/[ˈʀaːtə]
جمع: Raten
ملکی: Rate
معانی
1. قسط (مبلغ توافقشدهای که در فواصل منظم پرداخت میشود تا بدهی کلانتری بهتدریج تسویه شود)بیشتر▾
• Der Schuldner zahlt sechs Jahre lang Raten an die Gläubiger.بدهکار شش سال به بستانکاران قسط میپردازد.
2. نرخ؛ درصد؛ میزان (نسبت بیانشده معمولاً به درصد میان دو کمیت آماری؛ سرعت یک روند)بیشتر▾
• Wir haben fast 40 Prozent Inflation in diesem Jahr, zweistellige Raten.امسال نزدیک به ۴۰ درصد تورم داریم، نرخهای دو رقمی.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




