اسمNomen

Rechnung

die
جمع: Rechnungen
ملکی: Rechnung

معانی

• Ich kann kaum meine Rechnungen bezahlen.من به‌سختی می‌توانم صورتحساب‌هایم را بپردازم.
• Das ist ja eine gepfefferte Rechnung.این که صورتحساب گزافی است.
• Die Rechnung stimmt.حساب درست است.
• Das geht auf meine Rechnung.این به حساب من است (من می‌پردازم).
• Man hat mir zwei Posten zu viel in Rechnung gestellt.دو قلم بیش از حد به حساب من گذاشته‌اند.
• Er verlangt, dass sie über die Ausgaben Rechnung legt.او می‌خواهد که او درباره‌ی هزینه‌ها گزارش مالی بدهد.
• Man muss der modernen Entwicklung Rechnung tragen.باید روند مدرن را در نظر گرفت.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی