در حال بارگذاری...

اسمNomen

Studium

das/[ˈʃtuːdi̯ʊm]
جمع: Studien
ملکی: Studiums

معانی

• Sie bewirbt sich für ein Studium der Medizin.او برای تحصیل در رشته‌ی پزشکی درخواست می‌دهد.
• Das Studium der alten Sprachen hat ihn begeistert.پرداختن به زبان‌های کهن او را مجذوب کرد.
• Das Studium der Verhältnisse im Großbetrieb war aufschlussreich.بررسی اوضاع در کارخانه‌ی بزرگ روشنگر بود.
• Wir trafen ihn beim Studium des Fahrplans.او را هنگام خواندن برنامه‌ی حرکت دیدیم.
• Das Studium der Rolle des Hamlet dauert Monate.تمرین نقش هملت ماه‌ها طول می‌کشد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی