اسمNomen
Studium
das/[ˈʃtuːdi̯ʊm]
جمع: Studien
ملکی: Studiums
معانی
1. تحصیل دانشگاهی؛ آموزش در دانشگاه، دانشکده یا مدرسهی عالی که با مدرک پایان مییابد (فقط مفرد)بیشتر▾
• Sie bewirbt sich für ein Studium der Medizin.او برای تحصیل در رشتهی پزشکی درخواست میدهد.
2. پژوهش و پرداختن دقیق (علمی) به چیزی برای شناخت کامل آنبیشتر▾
• Das Studium der alten Sprachen hat ihn begeistert.پرداختن به زبانهای کهن او را مجذوب کرد.
3. بررسی دقیق یک موضوع یا وضعیتبیشتر▾
• Das Studium der Verhältnisse im Großbetrieb war aufschlussreich.بررسی اوضاع در کارخانهی بزرگ روشنگر بود.
4. (محاورهای) خواندن متنی برای آگاهی یافتنبیشتر▾
• Wir trafen ihn beim Studium des Fahrplans.او را هنگام خواندن برنامهی حرکت دیدیم.
5. تمرین و آمادهسازی یک نقش یا قطعهبیشتر▾
• Das Studium der Rolle des Hamlet dauert Monate.تمرین نقش هملت ماهها طول میکشد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




