اسمNomen

Tante

die/[ˈtantə]
جمع: Tanten
ملکی: der Tante

معانی

• Als mein Vater weg war, kam ich zu Tante Anna.وقتی پدرم رفته بود، نزدِ عمه آنا رفتم.
• Die Tante hat mir ein Bonbon gegeben.آن خانم به من یک آبنبات داد.
• Morgen kommt die Tante, die immer die Miete kassierte.فردا آن زن می‌آید که همیشه اجاره را جمع می‌کرد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی