um
معانی
1. (مکان) حرکت یا موقعیت دایرهای یا کمانی پیرامون یک نقطهی مرکزی؛ دور؛ گرداگردبیشتر▾
2. (مجازی) در عبارتهای ثابت؛ طفره رفتن از چیزی (um etw. herumkommen)بیشتر▾
3. (زمان) زمان دقیق؛ همراه ساعت؛ در ساعتبیشتر▾
4. (محاورهای؛ زمان) تقریباً؛ در حدود؛ حدود؛ نزدیک (اغلب با herum)بیشتر▾
5. (علت و احساس) بهخاطر کسی یا چیزی؛ نگران؛ برای (با افعال، صفتها و اسمهای عاطفی)بیشتر▾
6. (هدف) برای چیزی؛ همراه فعلهای درخواست، و اسمهایی چون Bitte و Kampfبیشتر▾
7. (اندازهی تفاوت؛ با واحد و مقدار) به اندازهیبیشتر▾
8. (توالی و تکرار) پشتسرهم؛ Jahr um Jahr، Schritt um Schrittبیشتر▾
9. (بها و ارزش) به بهای؛ در ازای (مجازی: um jeden Preis)بیشتر▾
10. (موضوع) دربارهی؛ گرداگرد موضوعی؛ همراه فعلها چون es geht um و wissen umبیشتر▾
11. (از دست دادن) همراه فعلها: کسی را از چیزی محروم کردن؛ um etw. bringenبیشتر▾
12. (با حالت مضاف؛ um … willen) بهخاطر؛ برای رضایبیشتر▾
معانی
1. (محاورهای؛ um (die) … (herum)) در کنار عددها: تقریباً؛ حدودبیشتر▾
2. (محاورهای؛ etw. ist um) چیزی به پایان رسیده؛ گذشتهبیشتر▾
3. (در عبارت um und um) از همه سو؛ کاملاًبیشتر▾
معانی
1. (um … zu + مصدر) هدف و قصد را میرساند؛ برای اینکه؛ تابیشتر▾
2. (um … zu، توالی زمانی؛ اغلب با تقابل) و سپس؛ تا اینکه بعدبیشتر▾
3. (نتیجه؛ همراه صفت و genug یا zu) نشاندهندهی پیامد؛ برای آنکه؛ که بتواندبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




