در حال بارگذاری...

1حرف‌اضافهPräposition

um

[ʊm]

معانی

• Wir sind um die ganze Stadt gefahren.ما دور تا دور شهر رانده‌ایم.
• Man kommt um diese Frage nicht herum.از این پرسش نمی‌توان طفره رفت.
• Die Veranstaltung beginnt um 20 Uhr.برنامه ساعت ۲۰ آغاز می‌شود.
• Um Weihnachten herum ist es oft kalt.نزدیک کریسمس اغلب هوا سرد است.
• Er trauert um seinen Vater.او به‌خاطر پدرش سوگوار است.
• Ich bitte dich um Hilfe.من از تو کمک می‌خواهم.
• Die Temperatur stieg um sechs Grad.دما شش درجه بالا رفت.
• Jahr um Jahr verging.سال به سال گذشت.
• Er will es um jeden Preis erreichen.او می‌خواهد به هر قیمتی به آن برسد.
• Es geht um Leben und Tod.بحث بر سر مرگ و زندگی است.
• Er brachte ihn um sein ganzes Geld.او همه‌ی پولش را از او گرفت.
• Er hat es um des Friedens willen getan.او آن را به‌خاطر صلح انجام داد.
2
قید حالتModaladverb
[ʊm]

معانی

• Es waren so um die 50 Personen.حدود پنجاه نفر بودند.
• Die Ferien sind um.تعطیلات تمام شده است.
• Die Polizei hat das Haus um und um gekehrt.پلیس خانه را زیر و رو کرد.
3
چندبخشی (همبسته)Mehrteilig
[ʊm]
نکته‌ی گرامری — ترتیب کلمات
هر بخش قاعده‌ی خودش را دارد؛ اغلب مثل هم‌پایه‌ساز عمل می‌کنند (بدون تأثیر بر ترتیب) — مثال: «Sie spricht sowohl Deutsch als auch Französisch.» استثنا: در «je…desto»، بخش je فعل را به آخر می‌فرستد و بخش desto فعل را بلافاصله بعد خودش می‌آورد (وارونگی). مثال: «Je mehr er übt, desto besser wird er.»

معانی

• Sie ging in die Stadt, um einzukaufen.او به شهر رفت تا خرید کند.
• Er kam, um gleich wieder wegzugehen.او آمد تا بلافاصله دوباره برود.
• Das Wasser war nicht warm genug, um zu baden.آب آن‌قدر گرم نبود که بشود شنا کرد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی