در حال بارگذاری...

1حرف‌اضافهPräposition

für

[fyːɐ̯]

معانی

• Er arbeitet für die Familie.او برای خانواده کار می‌کند.
• Diese Medizin ist gut für den Husten.این دارو برای سرفه خوب است.
• Er spart für ein Auto.او برای خرید خودرو پس‌انداز می‌کند.
• Für dich ist ein Brief gekommen.برای تو نامه‌ای آمده است.
• Er ist ein Vorbild für die Jugend.او برای جوانان الگوست.
• Der Koffer ist zu schwer für dich.چمدان برای تو بیش از حد سنگین است.
• Er schwärmt für sie.او شیفته‌ی اوست.
• Für mich ist das klar.برای من این روشن است.
• Das gilt ebenso für die Sozialwissenschaften.این درباره‌ی علوم اجتماعی هم صدق می‌کند.
• Ich freue mich für dich.من برای تو خوشحالم.
• Er hat das Auto für 5.000 Mark gekauft.او خودرو را به ۵۰۰۰ مارک خرید.
• Er hat für mich unterschrieben.او به‌جای من امضا کرد.
• Er ist bekannt für seine Schnelligkeit.او به سرعتش معروف است.
• Er will für zehn Tage verreisen.او می‌خواهد ده روز سفر کند.
• Das Konzert ist für Samstag angesetzt.کنسرت برای شنبه تعیین شده است.
• Wir sprechen alles Punkt für Punkt durch.ما همه چیز را نکته به نکته بررسی می‌کنیم.
• Sie gab ihn für einen Künstler aus.او را هنرمند معرفی کرد.
• Für sein Alter ist er schon sehr groß.نسبت به سنش خیلی بلندقد است.
• Er wohnt für sich allein.او تنها و جدا زندگی می‌کند.
• Er geht für sein Leben gern ins Kino.او شدیداً به سینما می‌رود (عاشق سینماست).
2
ضمیر پرسشیInterrogativpronomen
[fyːɐ̯]

معانی

• Was für ein Flugzeug ist das?این چه نوع هواپیمایی است؟
• Was er auch für eine Entschuldigung vorbringt, sie wird ihm nicht helfen.هر عذری هم که بیاورد به او کمک نخواهد کرد.
• Was für ein Geschenk!چه هدیه‌ای!
3
قید حالتModaladverb
[fyːɐ̯]

معانی

• Da bin ich auch für.من هم موافق آن هستم.
• Haltet sie scharf, für und für.آن را تیز نگه دارید، همیشه.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی