در حال بارگذاری...

حرف‌اضافهPräposition

gegen

[geːgn̩]

معانی

• Er stand mit dem Rücken gegen das Licht.او پشت به نور ایستاده بود.
• Er schwimmt gegen den Strom.او خلاف جریان آب شنا می‌کند.
• Der Regen klatschte gegen die Mauer.باران به دیوار می‌کوبید.
• Es gab Widerstand gegen die Staatsgewalt.در برابر قدرت دولت مقاومت بود.
• Sie war freundlich gegen jeden.او با همه مهربان بود.
• Haben Sie etwas gegen Fieber?برای تب چیزی دارید؟
• Gegen vier Uhr sah ich ihn im Café.حدود ساعت چهار او را در کافه دیدم.
• Gegen früher ist das nichts.در قیاس با گذشته این چیزی نیست.
• Das Medikament gibt es nur gegen Rezept.این دارو فقط با نسخه داده می‌شود.
• Es waren gegen vierzig Kinder in der Klasse.حدود چهل کودک در کلاس بودند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی