warm
| warm | wärmer | am wärmsten |
معانی
1. (دربارهی هوا) دارای دمای دلپذیر و بالابیشتر▾
2. دارای دمایی معتدل و نسبتاً بالا؛ گرمبیشتر▾
3. دارای دمای بدنی عادی یا کمی بالاتر؛ گرمبیشتر▾
4. (دربارهی غذا) پخته و داغ؛ نه سردبیشتر▾
5. گرمای بدن را خوب نگهدارنده؛ محافظ در برابر سرما؛ گرمبیشتر▾
6. صمیمی، پرمهر و همدلبیشتر▾
7. (از نظر رنگ) آرامبخش و دلپذیر؛ رنگ گرمبیشتر▾
8. (مجازی) در امنیت و آسایش بودن؛ در موقعیت اقتصادی مناسب بدون تلاش خودبیشتر▾
9. (کمرنگشده، قیدی) بهگرمی؛ بسیار؛ در عبارت «warm empfehlen»بیشتر▾
10. (سوئیسی) در عبارت «etw. gibt warm»: چیزی گرم میکندبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




