قید زمانTemporaladverb
x-mal
[ˈɪksmaːl]
معانی
1. بارها، دفعاتِ زیاد، هزاران باربیشتر▾
• Ich habe dir das schon x-mal gesagt.من قبلاً هزار بار این را به تو گفتهام.
• Er hat den Film schon x-mal gesehen und kennt jeden Dialog auswendig.او این فیلم را بارها دیده و هر دیالوگش را از حفظ است.
• Obwohl die Behörde x-mal gewarnt wurde, änderte sich an der Sicherheitslage nichts.با اینکه به اداره بارها هشدار داده شده بود، هیچ چیزی در وضعیتِ ایمنی تغییر نکرد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
