اسمNomen

Zacken

der/[ˈtsakn̩]
جمع: Zacken
ملکی: Zackens

معانی

• Die Krone hat sieben Zacken.تاج هفت دندانه دارد.
• Ein Zacken der Gabel war beim Spülen abgebrochen.یکی از دندانه‌های چنگال موقعِ شستن شکسته بود.
• Die Bergkette zeigte am Horizont zahlreiche schroffe Zacken, die sich scharf gegen den Abendhimmel abzeichneten.رشته‌کوه در افق نوک‌های تیزِ ناهمواری داشت که به‌وضوح در برابرِ آسمانِ غروب دیده می‌شدند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی