اسمNomen
Zufuhr
die/[ˈtsuːfuːɐ̯]
جمع: Zufuhren
ملکی: Zufuhr
معانی
1. تأمین، رساندن، تدارک (چیزی به جایی)بیشتر▾
• Die Zufuhr von Lebensmitteln in die Region wurde unterbrochen.تأمینِ موادِ غذایی به این منطقه قطع شده بود.
• Ohne ausreichende Zufuhr von Wasser können Pflanzen in wenigen Tagen vertrocknen.گیاهان بدونِ تأمینِ کافیِ آب میتوانند ظرفِ چند روز خشک شوند.
• Die kontinuierliche Zufuhr von frischer Luft in den Bergwerksstollen ist für die Sicherheit der Arbeiter unerlässlich.تأمینِ پیوستهٔ هوایِ تازه به داخلِ تونلِ معدن برایِ ایمنیِ کارگران ضروری است.
2. ورودی، جریانِ ورودی (مثلاً هوا، خون، مواد به داخلِ بدن یا دستگاه)بیشتر▾
• Der Arzt riet ihm zu einer erhöhten Zufuhr von Vitaminen.پزشک به او افزایشِ دریافتِ ویتامینها را توصیه کرد.
• Eine zu geringe Zufuhr von Sauerstoff kann im Gehirn schnell zu Schäden führen.دریافتِ ناکافیِ اکسیژن میتواند بهسرعت به مغز آسیب برساند.
• Der Motor stellte seinen Betrieb ein, sobald die Zufuhr des Kraftstoffs durch eine verstopfte Leitung unterbrochen wurde.موتور به محضِ اینکه ورودیِ سوخت بهخاطرِ گرفتگیِ لوله قطع شد، از کار افتاد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
