اسمNomen

Zuneigung

die/[ˈtsuːˌnaɪɡʊŋ]
ملکی: Zuneigung

معانی

• Er zeigt große Zuneigung zu seiner Familie.او محبتِ زیادی نسبت به خانواده‌اش نشان می‌دهد.
• Mit der Zeit entwickelte sie eine tiefe Zuneigung zu ihrem Nachbarn.با گذشتِ زمان، او دلبستگیِ عمیقی به همسایه‌اش پیدا کرد.
• Die stille Zuneigung, die er all die Jahre für sie empfunden hatte, gestand er ihr erst kurz vor seiner Abreise.محبتِ خاموشی که او سال‌ها نسبت به او احساس کرده بود، فقط کمی پیش از سفرش به او اعتراف کرد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی