قید حالتModaladverb

zusammen

[tsuˈzamən]

معانی

• Wir gehen zusammen ins Kino.ما با هم به سینما می‌رویم.
• Seit der Schulzeit verbringen die beiden Freunde jeden Sommer zusammen.از دورانِ مدرسه، این دو دوست هر تابستان را با هم می‌گذرانند.
• Obwohl sie beruflich in unterschiedlichen Ländern lebten, verbrachten sie stets mehrere Wochen im Jahr zusammen, um ihre Beziehung zu pflegen.با اینکه از نظرِ شغلی در کشورهای مختلفی زندگی می‌کردند، همیشه چند هفته در سال را با هم می‌گذراندند تا رابطه‌شان را حفظ کنند.
• Das kostet zusammen zwanzig Euro.جمعاً بیست یورو می‌شود.
• Die beiden Pakete wiegen zusammen fast zehn Kilogramm.این دو بسته روی هم تقریباً ده کیلوگرم وزن دارند.
• Zusammen mit den zusätzlichen Gebühren beläuft sich die Gesamtsumme der Rechnung auf über tausend Euro.در مجموع همراه با هزینه‌های اضافی، مبلغِ کلِ فاکتور به بیش از هزار یورو می‌رسد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی