zuschlagen
| Perfekt | Präteritum | Präsens | Pronomen |
|---|---|---|---|
| habe zugeschlagen | schlug zu | schlage zu | ich |
| hast zugeschlagen | schlugst zu | schlägst zu | du |
| hat zugeschlagen | schlug zu | schlägt zu | er/sie/es |
| haben zugeschlagen | schlugen zu | schlagen zu | wir |
| habt zugeschlagen | schlugt zu | schlagt zu | ihr |
| haben zugeschlagen | schlugen zu | schlagen zu | sie/Sie |
معانی
1. محکم بستن، بهشدت بستن (در، پنجره و غیره - با صدا)بیشتر▾
2. (با صدا) بسته شدن، محکم به هم خوردن (بدونِ فاعلِ انسانی)بیشتر▾
3. میخ کردن، با میخ بستن (مثلاً جعبه، صندوق)بیشتر▾
4. زدن، کتک زدن (به کسی حمله کردن)بیشتر▾
5. اضافه کردن (مبلغ، قیمت)بیشتر▾
6. فوراً قاپیدن، فوراً از فرصت استفاده کردنبیشتر▾
7. (در حراج/مزایده) با ضربهٔ چکش فروش را اعلام کردن، برنده را اعلام کردنبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
