صفتAdjektiv

zweifach

[ˈtsvaɪfax]

معانی

• Bitte reichen Sie das Formular in zweifacher Ausfertigung ein.لطفاً فرم را در دو نسخه تحویل دهید.
• Die Menge des Materials hat sich innerhalb eines Jahres zweifach erhöht.میزانِ مواد در طولِ یک سال دوبرابر شده است.
• Die zweifache Absicherung des Systems durch redundante Server soll gewährleisten, dass auch bei einem Ausfall keine Daten verloren gehen.ایمنیِ مضاعفِ سیستم با سرورهایِ پشتیبان باید تضمین کند که حتی در صورتِ خرابی هم داده‌ای از دست نرود.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی