abgehen
| Perfekt | Präteritum | Präsens | Pronomen |
|---|---|---|---|
| bin abgegangen | ging ab | gehe ab | ich |
| bist abgegangen | gingst ab | gehst ab | du |
| ist abgegangen | ging ab | geht ab | er/sie/es |
| sind abgegangen | gingen ab | gehen ab | wir |
| seid abgegangen | gingt ab | geht ab | ihr |
| sind abgegangen | gingen ab | gehen ab | sie/Sie |
معانی
1. ترک کردن، رفتن، حرکت کردن، عزیمت کردن؛ (نامه و مانندِ آن) فرستاده شدنبیشتر▾
2. ترک کردن (عادت)، عدول کردن از، برگشتن از (تصمیم، قول)بیشتر▾
3. منحرف/دور شدن از (مسیر، موضوع)؛ منشعب شدن (جاده)بیشتر▾
4. کنده شدن، جدا شدن، ور آمدن، افتادن (دکمه، رنگ و مانندِ آن)بیشتر▾
5. کم شدن، کسر شدن (از مبلغ یا مقدار)بیشتر▾
6. فاقدِ چیزی بودن، بیبهره بودن از (چیزی برایِ کسی کم نبودن)بیشتر▾
7. (به شکلِ خاصی) گذشتن، خاتمه یافتن، برگزار شدن (یک رویداد)بیشتر▾
8. دفع شدن، خارج شدن (پزشکی)بیشتر▾
9. فروش رفتن، بازار داشتن؛ نیز: پیاده گشت زدن و بازرسی کردن (یک مسیر)بیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
