اسمNomen

Absicht

die/[ˈapzɪçt]
جمع: Absichten

معانی

• Ich habe die Absicht zu bleiben.قصد دارم بمانم.
• Sie hat nicht die Absicht, ihn zu verletzen.او قصد ندارد او را برنجاند.
• Er handelte mit voller Absicht, um das Ergebnis zu beeinflussen.او با نیتِ کامل عمل کرد تا روی نتیجه تأثیر بگذارد.
• Er hat gute Absichten.او نیت‌های خوبی دارد.
• Ihre wahren Absichten wurden erst später klar.مقاصدِ واقعیِ او فقط بعداً روشن شد.
• Hinter dem freundlichen Angebot verbargen sich ganz andere Absichten.پشتِ آن پیشنهادِ دوستانه، مقاصدِ کاملاً متفاوتی پنهان بود.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی