اسمNomen

Abwesenheit

die
جمع: Abwesenheiten
ملکی: Abwesenheit

معانی

• Während seiner Abwesenheit übernahm ein Kollege seine Aufgaben.در طولِ غیبتِ او، یک همکار وظایفش را برعهده گرفت.
• Die Abwesenheit jeglicher Beweise machte die Anklage schwierig.نبودِ هرگونه مدرکی، صدورِ کیفرخواست را دشوار می‌کرد.
• Er starrte mit geistiger Abwesenheit aus dem Fenster.او با غیابِ ذهنی و غرق در فکر از پنجره خیره شده بود.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی