در حال بارگذاری...

اسمNomen

Batterie

die

معانی

جمع: Batterienملکی: Batterie
• Die Batterie im Auto ist leer.باتری ماشین خالی است.
جمع: Batterienملکی: Batterie
• Eine Batterie von Flaschen stand auf dem Tisch.مجموعه‌ای از بطری‌ها روی میز ایستاده بود.
جمع: Batterienملکی: Batterie
• Die Batterie feuerte auf den Feind.آتشبار روی دشمن آتش گشود.
جمع: Batterienملکی: Batterie
• Eine ganze Batterie von Kameras war auf ihn gerichtet.انبوهی از دوربین‌ها به سوی او نشانه رفته بود.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی