bleiben
| Perfekt | Präteritum | Präsens | Pronomen |
|---|---|---|---|
| bin geblieben | blieb | bleibe | ich |
| bist geblieben | bliebst | bleibst | du |
| ist geblieben | blieb | bleibt | er/sie/es |
| sind geblieben | blieben | bleiben | wir |
| seid geblieben | bliebt | bleibt | ihr |
| sind geblieben | blieben | bleiben | sie/Sie |
معانی
1. ماندن؛ جایی را ترک نکردن؛ در جایی ماندنbleibenintransitivبیشتر▾
2. ماندن؛ حالت یا وضعیتی را حفظ کردن (با صفت یا اسم)bleibenintransitivبیشتر▾
3. باقی ماندن؛ زیاد آمدن؛ چیزی هنوز در دسترس بودن (بعد از کم شدن بقیه)bleibenintransitivبیشتر▾
4. (bei etw. bleiben) پایبند ماندن؛ بر نظر، گفته یا کاری پافشاری کردنbleibenbei+dat.بیشتر▾
5. (با حرف اضافه) ماندن در وضعیت یا چارچوبی؛ مثل im Amt bleiben، an der Macht bleiben، unter uns bleibenbleibenintransitivبیشتر▾
6. (مجازی) در چارچوب ماندن؛ از حد خود فراتر نرفتن؛ تحت تأثیر ماندن (در عبارات)bleibenintransitivبیشتر▾
7. (مجازی، پوشیده) کشته شدن؛ در جنگ یا دریا جان باختن (هممعنی umkommen)bleibenintransitivبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
