Gehen
| Perfekt | Präteritum | Präsens | Pronomen |
|---|---|---|---|
| bin gegangen | ging | gehe | ich |
| bist gegangen | gingst | gehst | du |
| ist gegangen | ging | geht | er/sie/es |
| sind gegangen | gingen | gehen | wir |
| seid gegangen | gingt | geht | ihr |
| sind gegangen | gingen | gehen | sie/Sie |
معانی
1. (پیاده) راه رفتن (با پا حرکت کردن)Gehenintransitivبیشتر▾
2. رفتن (به جایی رفتن)Gehenintransitivبیشتر▾
3. (بهطورِ منظم) رفتن به یک مؤسسه (مانندِ مدرسه)Gehenintransitivبیشتر▾
4. آغاز کردن، وارد شدن به چیزیGehenintransitivبیشتر▾
5. (پیاده) دور شدن، رفتن (از جایی)Gehenintransitivبیشتر▾
6. (معنایِ کمرنگشده، در عبارتهایِ ثابت) مانندِ «schwanger gehen»، «bankrott gehen»، «einer Sache auf den Grund gehen»Gehenintransitivبیشتر▾
7. رو به (سویی) بودن، متوجه جایی بودنGehenintransitivبیشتر▾
8. کار کردن، در حرکتِ منظم بودن، فعال بودن (دستگاه، ساعت)Gehenintransitivبیشتر▾
9. (جریان یافتن) پیش رفتن، گذشتنِ امورGehenintransitivبیشتر▾
10. (محاورهای) حرکت کردن (وسایل نقلیه)، رفتنGehenintransitivبیشتر▾
11. (محاورهای) جا شدن، گنجیدنGehenintransitivبیشتر▾
12. رسیدن تا (جایی)، بلند بودن تاGehenintransitivبیشتر▾
13. ممکن بودن، شدنی بودنGehenintransitivبیشتر▾
14. حالِ کسی (خوب یا بد) بودنGehen+dat.بیشتر▾
15. (چیزی) علیهِ کسی یا چیزی بودن، بهضررِ کسی بودنGehengegen+akk.بیشتر▾
16. (در عبارت «es geht um etw.») موضوع بر سرِ چیزی بودن، چیزی در خطر بودنGehenum+akk.بیشتر▾
معانی
1. راهرفتن (حرکتِ انسان یا حیوان با اندامهایِ خود؛ ترکِ مکانی با پای پیاده)بیشتر▾
2. (ورزش) راهروی، مسابقهیِ تندروی (رشتهای ورزشی در مسافتی معین که در آن یک پا باید همیشه با زمین در تماس باشد)بیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
