اسمNomen

Buch

das/[buːχ]
جمع: Bücher
ملکی: Buch(e)s

معانی

• Die Verfilmung des gleichnamigen Buches von Raynor Winn erzählt vom Ringen um die eigene Würde, von Hoffnungen und dem Verlust von Illusionen.اقتباسِ سینمایی از کتابی با همین نام نوشته‌یِ رینور وین، از تلاش برایِ حفظِ شأنِ خویش، امیدها و ازدست‌رفتنِ توهمات سخن می‌گوید.
• das Buch schrieb A, Regie hatte Bفیلم‌نامه را الف نوشت و کارگردانی با ب بود.
• der Roman ist in vier Bücher unterteiltرمان به چهار بخش تقسیم شده است.
• Die Zeitung erscheint in drei Büchern.روزنامه در سه بخش منتشر می‌شود.
• etw. in die Bücher eintragenچیزی را در دفاترِ حساب ثبت کردن
• Der Buchmacher führt das Buch für das Rennen.شرط‌بند فهرستِ شرط‌بندیِ این مسابقه را نگه می‌دارد.
• Er kaufte ein Buch Blattgold.او یک بوک ورقِ طلا خرید.
• Früher wurde Papier nach Büchern gezählt.در گذشته کاغذ را بر پایه‌یِ «بوخ» می‌شمردند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی