ein
| مذکر | مؤنث | خنثی | جمع | |
|---|---|---|---|---|
| فاعلی (Nominativ) | ein | eine | ein | - |
| مفعولی مستقیم (Akkusativ) | einen | eine | ein | - |
| مفعولی غیرمستقیم (Dativ) | einem | einer | einem | - |
| ملکی (Genitiv) | eines | einer | eines | - |
معانی
1. حرف تعریف نامعین: پیش از چیزی که هنوز مشخص نیست یا هر چیز دلخواه؛ یک نمونه از میان چند نمونهی همنوع را برمیگزیندبیشتر▾
2. (تعمیم) با مفهومهای کلی، نوع یا گونهای را در حالت کلی میرساندبیشتر▾
3. پیش از مفهومهای انتزاعی برای برجستهکردن یک مورد خاص؛ (محاورهای) چنین، مانندبیشتر▾
4. پیش از نام خاص: نام شخص مشهور (مثل او)، یا اثر هنرمند، یا یکی از چند نفر همنام؛ همچنین پیش از نام ملتهابیشتر▾
معانی
1. (همراه فعلهای حرکتی؛ در عبارت ein und aus) رفتوآمد مکرر به جایی؛ همواره در رفتوآمدبیشتر▾
معانی
1. ارزش عددی ۱؛ یک (با تأکید؛ میتواند با einzig تقویت شود)بیشتر▾
2. (یگانگی) همبستگی یا همسویی دو چیز را برجسته میکند؛ یکی، یگانه (mit jmdm. eins sein؛ ein und derselbe)بیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




