در حال بارگذاری...

1حرف‌اضافهPräposition

Aus

[aʊ̯s]

معانی

• Er geht aus dem Haus.او از خانه بیرون می‌رود.
• Sophia kommt aus Graz.سوفیا اهل گراتس است.
• Er schloss aus ihren Worten, dass sie müde war.او از سخنان او نتیجه گرفت که خسته است.
• Der Stuhl ist aus Holz.صندلی چوبی است.
• Aus ihm ist ein guter Geiger geworden.او ویولن‌زن خوبی شده است.
• Er hat es aus Angst nicht getan.او آن را از ترس انجام نداد.
• Er hat eine Prüfung aus Rechnen abgelegt.او در درس حساب امتحان داده است.
2
قید زمانTemporaladverb
[aʊ̯s]

معانی

• Das Spiel ist aus.بازی تمام شد.
• Er hat den Mantel aus.او پالتویش را درآورده است.
• Am Sonntag war sie mit ihren Bekannten aus.یکشنبه او با آشنایانش بیرون بود.
• Er ist auf Abenteuer aus.او در جست‌وجوی ماجراجویی است.
• Er geht bei uns aus und ein.او نزد ما رفت‌وآمد می‌کند.
• Von hier aus kann man das gut erkennen.از اینجا می‌شود آن را خوب دید.
3
اسمNomen
das/[aʊ̯s]
ملکی: Aus

معانی

• Der Ball schien bereits im Aus zu sein.به‌نظر می‌رسید توپ پیش‌تر اوت شده است.
• Nach acht Jahren Ehe das Aus.پس از هشت سال زندگی مشترک، پایان.
• Dem Projekt droht das Aus.پروژه در آستانه‌ی شکست است.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی