در حال بارگذاری...

اسمNomen

Flur

der / die/[fluːɐ̯]

معانی

جمع: Flureملکی: Flur(e)s
• Wir standen anschließend sehr lange auf dem Flur, nahe der Küche.سپس مدت زیادی در راهرو، نزدیک آشپزخانه ایستادیم.
جمع: Flurenملکی: Flur
• Durch Wald und Flur streifen.در جنگل و دشت پرسه‌زدن.
جمع: Flurenملکی: Flur
• Die Flur von Schwalbach grenzt an die Flur von Neuweiler.زمین‌های شوالباخ با زمین‌های نویوایلر هم‌مرز است.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی