Grün
| Grün | grüner | am grünsten |
معانی
1. سبز؛ به رنگ اجزای گیاه (بهویژه برگها) یا علفبیشتر▾
2. (برای چیزهایی که بیشتر به رنگهای دیگرند) سبزفام؛ آمیخته با سبز (مثل فیروزهای)بیشتر▾
3. (نشانهی اجازه) سبز؛ علامتی که میگوید ادامه دادن ممکن است یا همهچیز مرتب استبیشتر▾
4. (زیستمحیطی) سبز؛ که از منابع طبیعی حفاظت میکند؛ با مصرف منابع کمتر ساختهشدهبیشتر▾
5. (سیاست) سبز؛ منسوب به حزب محیطزیستی یا فراکسیون سبزهابیشتر▾
6. (مجازی) مربوط به کنش سیاسی حزب سبزبیشتر▾
7. (سرشار از کلروفیل) تازه، آبدار؛ سبز و شاداببیشتر▾
8. (مجازی) خام، نپخته، دودنداده؛ تازه (مثلاً grüne Heringe)بیشتر▾
9. نارس، نرسیده (هممعنی unreif)بیشتر▾
10. (تحقیرآمیز، مجازی) کمتجربه، سادهدل، بسیار جوانبیشتر▾
معانی
1. رنگ سبز؛ سبزی؛ ظاهر سبزبیشتر▾
2. (کنایی) چراغ سبز؛ نشان سبز راهنما که اجازهی عبور از چهارراه میدهدبیشتر▾
3. سبزه، پوشش گیاهی؛ گیاهان سبز و در حال رشدبیشتر▾
4. (گلف) گرین؛ ناحیهی هدف با چمن کوتاهشده در هر مسیر بازیبیشتر▾
5. (کنایی) زمین گلف (هممعنی Golfplatz)بیشتر▾
6. (سیاست) سبزها؛ طیف سیاسی سبز یا مجموعهی سیاستمداران سبز؛ فقط مفرد و بدون حرف تعریفبیشتر▾
7. (ورقبازی) خال سبز؛ یکی از خالهای ورق آلمانی که نمادش برگ سبز است (هممعنی Laub)بیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
