صفتAdjektiv

jung

jungjüngeram jüngsten

معانی

• Sie ist eine junge Studentin.او دانشجوی جوانی است.
• Sie ist jünger als ich.او از من جوان‌تر است.
• Er hat sich ein junges Herz bewahrt.او دلی جوان برای خود نگه داشته است.
• Die junge Firma wächst schnell.شرکت نوپا سریع رشد می‌کند.
• Auf der jüngsten Sitzung kam es zur Abstimmung.در آخرین جلسه رأی‌گیری انجام شد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی