صفتAdjektiv
jung
| jung | jünger | am jüngsten |
معانی
1. جوان؛ در سنین کم؛ نوجوان یا غیر پیر (در برابر alt)بیشتر▾
• Sie ist eine junge Studentin.او دانشجوی جوانی است.
2. جوانتر / سنی که رسیدهاند؛ اشاره به سن (jünger als، um zehn Jahre jünger)بیشتر▾
• Sie ist jünger als ich.او از من جوانتر است.
3. جوانوار، شاداب؛ تازه و پرنشاط، سرزندهبیشتر▾
• Er hat sich ein junges Herz bewahrt.او دلی جوان برای خود نگه داشته است.
4. نو، تازه؛ آنچه مدت زیادی نیست که وجود دارد (شرکت، شراب، سبزی)بیشتر▾
• Die junge Firma wächst schnell.شرکت نوپا سریع رشد میکند.
5. (jüngst) اخیر؛ آخرین؛ تازهترین؛ بهتازگی رخ دادهبیشتر▾
• Auf der jüngsten Sitzung kam es zur Abstimmung.در آخرین جلسه رأیگیری انجام شد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
