قید زمانTemporaladverb
lange
[ˈlaŋə]
معانی
1. مدت زیاد؛ دیرزمانی (ضد kurz)بیشتر▾
• Wir mussten lange warten.ما مجبور شدیم مدت زیادی صبر کنیم.
2. از مدتها پیش؛ مدتهاستبیشتر▾
• Er ist schon lange fertig.او مدتهاست تمام کرده است.
3. (محاورهای) خیلی؛ بهمراتب؛ بههیچوجه (در نفی)بیشتر▾
• Hier ist es lange nicht so schön wie zu Hause.اینجا بههیچوجه مثل خانه زیبا نیست.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




