در حال بارگذاری...

اسمNomen

Licht

das/[lɪçt]
جمع: Lichter
ملکی: Lichtes/Lichts

معانی

• Das Licht der Sonne ist hell.نور خورشید روشن است.
• Du stehst mir im Licht.تو جلوی نور من ایستاده‌ای.
• Bei grünem Licht darf man gehen.با چراغ سبز می‌توان رفت.
• Er trägt das Licht der Wahrheit in die Finsternis.او نور حقیقت را به تاریکی می‌برد.
• Das wirft Licht auf die Sache.این موضوع را روشن می‌کند.
• Er sieht alles im rosigen Licht.او همه‌چیز را خوش‌بینانه می‌بیند.
• Das Licht fällt durch das Fenster.نور از پنجره می‌تابد.
• Die Wahrheit kommt ans Licht.حقیقت آشکار می‌شود.
• Bei Licht besehen ist er ein Gauner.با نگاه دقیق او یک شیاد است.
• Mach bitte das Licht an!لطفاً چراغ را روشن کن!
• Im Haus gab es noch kein elektrisches Licht.در خانه هنوز برق نبود.
• Eine Kerze brennt, ein Licht flackert.شمعی می‌سوزد و می‌لرزد.
• Ihm geht ein Licht auf.او سرانجام می‌فهمد.
• Man sah nachts die Lichter der Stadt.شب چراغ‌های شهر دیده می‌شد.
• Das Schiff muss nachts Lichter führen.کشتی باید شب چراغ روشن کند.
• Der Maler setzt besondere Lichter auf.نقاش روشنی‌های ویژه می‌گذارد.
• Die Lichter des Rehs glänzen.چشمان آهو می‌درخشد.
• Der Junge zog ein Licht hoch.پسر آب بینی‌اش را بالا کشید.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی