فعلVerb
mögen
[ˈmøːgn̩]
Präsens: mag
Präteritum: mochte
Perfekt: hat gemocht
| Perfekt | Präteritum | Präsens | Pronomen |
|---|---|---|---|
| habe gemocht | mochte | mag | ich |
| hast gemocht | mochtest | magst | du |
| hat gemocht | mochte | mag | er/sie/es |
| haben gemocht | mochten | mögen | wir |
| habt gemocht | mochtet | mögt | ihr |
| haben gemocht | mochten | mögen | sie/Sie |
معانی
1. دوست داشتن، خوش داشتن؛ چیزی یا کسی را پسندیدنmögen+akk.بیشتر▾
• Ich mag kein Fleisch.من گوشت دوست ندارم.
2. (فعلِ وجهی، به شکلِ möchte) خواستن، میل داشتن؛ برایِ درخواستِ مؤدبانهبیشتر▾
• Ich möchte bitte Herrn Müller sprechen.میخواهم لطفاً با آقایِ مولر صحبت کنم.
3. (فعلِ وجهی) اجازه دادن، اشکالی نداشتنبیشتر▾
• Er mag das Buch behalten.او میتواند کتاب را نگه دارد.
4. (فعلِ وجهی) احتمال و حدس را بیان کردنبیشتر▾
• Sie mochte vierzig sein.او احتمالاً چهلساله بود.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
