در حال بارگذاری...

اسمNomen

Nachbarin

die/[ˈnaχbaːʀɪn]
جمع: Nachbarinnen
ملکی: Nachbarin

معانی

• Ein Kind bekommt von der Nachbarin zum Geburtstag ein Päckchen.کودکی در روز تولدش از همسایه‌ی زن یک بسته هدیه می‌گیرد.
• Die Nachbarin zur Linken reichte ihm die Hand.زنِ سمت چپ دستش را به او داد.
• Die Venus ist unsere nächste Nachbarin im Sonnensystem.ناهید نزدیک‌ترین همسایه‌ی ماست در منظومه‌ی شمسی.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی