قید زمانTemporaladverb
neulich
معانی
1. اخیراً؛ چندی پیش (در زمانی نه چندان دور؛ کمی پیش)بیشتر▾
• Ich habe ihn neulich im Supermarkt getroffen.من او را اخیراً در سوپرمارکت دیدم.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




