در حال بارگذاری...

صفتAdjektiv

neu

[nɔɪ̯]
neuneueram neuesten

معانی

• Das ist ein neues Haus.این خانه‌ی تازه‌سازی است.
• Eine neue Entdeckung wurde gemacht.کشف تازه‌ای شد.
• In neuerer Zeit hat sich viel verändert.در دوره‌ی اخیر چیزهای زیادی عوض شده است.
• Gibt es etwas Neues?خبر تازه‌ای هست؟
• Wir essen neue Kartoffeln.ما سیب‌زمینی نو می‌خوریم.
• Eine neue Zeit ist angebrochen.دوره‌ی تازه‌ای آغاز شده است.
• Wir müssen alles neu planen.باید همه‌چیز را دوباره برنامه‌ریزی کنیم.
• Ich beginne ein neues Kapitel.من فصل تازه‌ای شروع می‌کنم.
• Der Autor hat ein neues Buch geschrieben.نویسنده کتاب تازه‌ای نوشته است.
• Das Buch wird neu aufgelegt.کتاب دوباره چاپ می‌شود.
• Er versuchte es von Neuem.او دوباره امتحان کرد.
• Wir sind in eine neue Wohnung gezogen.ما به آپارتمان تازه‌ای نقل‌مکان کرده‌ایم.
• Ich habe ein neues Kleid.من لباس نو دارم.
• Fahrrad, neu, zu verkaufen.دوچرخه‌ی نو، برای فروش.
• Zieh neue Wäsche an.لباس تمیز بپوش.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی