neu
| neu | neuer | am neuesten |
معانی
1. تازه؛ فقط مدت کوتاهی وجود داردبیشتر▾
2. تازه؛ چیزی که تازه شناخته شده استبیشتر▾
3. جدید؛ مربوط به عصر جدیدبیشتر▾
4. (خبر یا رویداد) هنوز عمومی نشده؛ تازهبیشتر▾
5. (محصول) تازه؛ از برداشت اخیربیشتر▾
6. تازه؛ متفاوت از گذشته و پیشین (ضد alt)بیشتر▾
7. (قیدی) دوباره و بهگونهای متفاوتبیشتر▾
8. تازه؛ به چیز پیشین افزودهشدهبیشتر▾
9. بعدی؛ ادامهی یک رشته (مثلاً قسمت یا چاپ)بیشتر▾
10. (قیدی) دوباره؛ بار دیگربیشتر▾
11. (von Neuem، aufs Neue) دوباره؛ از نوبیشتر▾
12. جدید؛ جایگزین چیز پیشین (ضد alt؛ بیمقایسه)بیشتر▾
13. نو؛ استفادهنشده و فرسودهنشده (ضد alt)بیشتر▾
14. (ضد gebraucht) دستنخورده؛ نو (برای فروش)بیشتر▾
15. تمیز؛ تازه (مثل لباس یا دستمال)بیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




