putzen
| Perfekt | Präteritum | Präsens | Pronomen |
|---|---|---|---|
| habe geputzt | putzte | putze | ich |
| hast geputzt | putztest | putzt | du |
| hat geputzt | putzte | putzt | er/sie/es |
| haben geputzt | putzten | putzen | wir |
| habt geputzt | putztet | putzt | ihr |
| haben geputzt | putzten | putzen | sie/Sie |
معانی
1-1. تمیز کردن؛ نظافت کردن؛ پاککردن (چیزی را با مالیدن یا شستن تمیز کردن؛ دندان، پنجره، کفش)sich putzen+akk.بیشتر▾
1-2. آراستن؛ زینت دادن؛ لباس رسمی پوشاندن (خود یا کسی را)؛ (تحقیرآمیز) خود را زیاد آراستنsich putzenبیشتر▾
2. آماده کردن سبزی؛ تمیز کردن (سبزی، سالاد یا شمع)putzen+akk.بیشتر▾
3. گچکاری کردن؛ اندود کردن (دیوار یا سقف را با ملات)putzen+akk.بیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




