اسمNomen
Quittung
die
جمع: Quittungen
ملکی: Quittung
معانی
1. رسید؛ قبض (گواهی دریافت کالا، مبلغ یا مرسوله؛ تأییدیهی دریافت)بیشتر▾
• Der junge Mann sagt, er habe ihr Geld gegeben, in bar, ohne Quittung.مرد جوان میگوید به او پول داده، نقد و بدون رسید.
2. (مجازی) واکنش؛ نتیجه؛ تاوان؛ پاسخ (پیامد کار؛ جزای کار)بیشتر▾
• Das ist die Quittung für euer schlechtes Benehmen.این تاوان رفتار بد شماست.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




