در حال بارگذاری...

اسمNomen

Quatsch

der/[kvaʧ]

معانی

ملکی: Quatsch(e)s
• Das ist doch Quatsch!این که مزخرف است!
ملکی: Quatsch(e)s
• Hör auf mit dem Quatsch!دست از این کارها بردار!
ملکی: Quatsch(e)s
• Die Kinder machen nur Quatsch.بچه‌ها فقط شیطنت می‌کنند.
ملکی: Quatsch(e)s
• Hör auf, dir den ganzen Quatsch im Fernsehen anzusehen!دست بردار از دیدن این همه چرند در تلویزیون!
ملکی: Quatsch(e)s
• Der Weg bestand nach dem Regen nur noch aus Quatsch.راه بعد از باران فقط گل‌ولای بود.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی