ruhig
| ruhig | ruhiger | am ruhigsten |
معانی
1. آرام؛ بیحرکت و ساکنبیشتر▾
2. (مجازی) بدون تضاد؛ یکنواخت و ملایم (مثلاً رنگ)بیشتر▾
3. بیسروصدا؛ ساکت و بدون آشوببیشتر▾
4. منظم و بیدغدغه؛ در نظم بیمزاحمبیشتر▾
5. صلحآمیز؛ دور از آشفتگیبیشتر▾
6. (عامیانه، مجازی) روان؛ بیمشکلبیشتر▾
7. خونسرد؛ از درون متعادل و بیهیجانبیشتر▾
8. بیتفاوت؛ بدون واکنش (گاه)بیشتر▾
9. بیشتاب؛ آرام و با فراغتبیشتر▾
10. (مجازی، عامیانه) راحت و بیدردسر (مانند ruhige Kugel)بیشتر▾
11. (عامیانه، قیدی) بینگرانی؛ بیدغدغه (برای اجازه یا تشویق)بیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




