در حال بارگذاری...

اسمNomen

Schlüssel

der/[ˈʃlʏsl̩]
جمع: Schlüssel
ملکی: Schlüssels

معانی

• Ich habe den Schlüssel zur Wohnungstür verloren.من کلید در آپارتمان را گم کرده‌ام.
• Das ist der Schlüssel zum Erfolg.این کلید موفقیت است.
• Er zog mit dem Schlüssel die Schraube an.او با آچار پیچ را سفت کرد.
• Ohne den Schlüssel kann man die Nachricht nicht lesen.بدون رمز نمی‌توان پیام را خواند.
• Nach welchem Schlüssel werden die Gelder verteilt?پول‌ها بر چه مبنایی توزیع می‌شود؟
• Das Lied ist in einem altmodischen Schlüssel geschrieben.آهنگ با کلیدی قدیمی نوشته شده است.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی