Schlüssel
معانی
1. کلید؛ ابزار فلزی برای باز و بسته کردن قفلبیشتر▾
2. (مجازی؛ der Schlüssel zu etw.) وسیلهی فهم یا رسیدن به چیزیبیشتر▾
3. آچار؛ ابزار برای سفت یا شل کردن پیچ و مهرهبیشتر▾
4. رمز؛ شیوهی نمایش اطلاعات با نشانهها که فقط آگاهان میدانندبیشتر▾
5. طرح و قاعدهی تقسیم؛ شیوهای که بر مبنای آن چیزی توزیع میشودبیشتر▾
6. (موسیقی) کلید موسیقی در نتنویسیبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




