schließen
| Perfekt | Präteritum | Präsens | Pronomen |
|---|---|---|---|
| habe geschlossen | schloss | schließe | ich |
| hast geschlossen | schlossest | schließt | du |
| hat geschlossen | schloss | schließt | er/sie/es |
| haben geschlossen | schlossen | schließen | wir |
| habt geschlossen | schlosst | schließt | ihr |
| haben geschlossen | schlossen | schließen | sie/Sie |
معانی
1. بستن؛ چیز بازشده را بسته کردنschließen+akk.بیشتر▾
2. قفل کردن؛ چیزی را با کلید در قفل چرخاندن و غیرقابلدسترس کردنschließen+akk.بیشتر▾
3-1. بسته شدن (بهخودیخود)sich schließenبیشتر▾
3-2. به دنبال چیزی آمدنsich schließenan+akk.بیشتر▾
4. (در) خودبهخود بسته شدن؛ بسته شدن در یا پنجره با کیفیتی مشخصschließenintransitivبیشتر▾
5. (قرارداد، دوستی، صلح) بستن، منعقد کردنschließen+akk.بیشتر▾
6. پایان دادن، به پایان رساندنschließen+akk.بیشتر▾
7. نتیجه گرفتن، استنباط کردن؛ از چیزی نتیجهای را برآورد کردنschließenaus+dat.بیشتر▾
8. از چیزی به چیز دیگر پی بردن (aus etw. auf etw. schließen)schließenaus+dat.بیشتر▾
9. با چیزی پایان یافتنschließenmit+dat.بیشتر▾
10. کسی یا چیزی را در جایی حبس کردن یا گذاشتن و قفل کردنschließen+akk.بیشتر▾
11. چیزی را با قفل به چیزی بستنschließen+akk.بیشتر▾
12. در آغوش گرفتن؛ (مجازی) دوست داشتنschließen+akk.بیشتر▾
13. (مجازی) شامل بودن، در بر داشتنschließen+akk.بیشتر▾
14. (کلید) در قفل جور بودن و کار کردنschließenintransitivبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
