werden
| Perfekt | Präteritum | Präsens | Pronomen |
|---|---|---|---|
| bin geworden | wurde | werde | ich |
| bist geworden | wurdest | wirst | du |
| ist geworden | wurde | wird | er/sie/es |
| sind geworden | wurden | werden | wir |
| seid geworden | wurdet | werdet | ihr |
| sind geworden | wurden | werden | sie/Sie |
معانی
1. تغییر حالت یا وضعیت را نشان میدهد؛ به حالتی تازه رسیدن (با صفت)werdenintransitivبیشتر▾
2. (jmdm. wird es schlecht) حالت جسمی کسی تغییر کردن؛ حال کسی بد یا بهتر شدنwerdenintransitivبیشتر▾
3. (es wird ...) تغییر وضع هوا، روشنایی یا فضا را نشان میدهدwerdenintransitivبیشتر▾
4. (jmd. wird jmd./etw.) به شغل یا نقشی رسیدن؛ چیزی یا کسی شدنwerdenintransitivبیشتر▾
5. (etw. wird etw.) چیزی به چیز دیگر تبدیل شدنwerdenintransitivبیشتر▾
6. (aus jmdm. wird jmd.) از کسی چیزی بهوجود آمدن؛ کسی به جایی رسیدنwerdenintransitivبیشتر▾
7. (aus etw. wird etw.) چیزی به چیز دیگر تبدیل یا تحول یافتنwerdenintransitivبیشتر▾
8. (aus etw. wird nichts) چیزی به نتیجه نرسیدن یا انجام نشدنwerdenintransitivبیشتر▾
9. (jmd. wird zu jmdm./etw.) تبدیل شدن به کسی یا چیزی؛ دگرگون شدنwerdenintransitivبیشتر▾
10. (gehoben; einer Sache Herr werden) بر چیزی مسلط شدن؛ آن را مهار کردنwerdenintransitivبیشتر▾
11. (gehoben; etw. wird jmdm. zuteil) چیزی به کسی داده شدن یا به او رسیدنwerdenintransitivبیشتر▾
12. (gehoben; etw. wird zunichte) چیزی نابود شدن یا ناکام ماندنwerdenintransitivبیشتر▾
13. پدید آمدن، شکل گرفتن و رشد کردنwerdenintransitivبیشتر▾
14. (اغلب بهصورت صفت فاعلی) در حال پدید آمدن؛ آینده، در شُرُفwerdenintransitivبیشتر▾
15. (اسمشده، das Werden) روند پدید آمدن و رشدwerdenintransitivبیشتر▾
16. (محاورهای؛ etw./jmd. wird) پیشرفت خوبی داشتن؛ بهخوبی پیش رفتنwerdenintransitivبیشتر▾
17. (etw. wird nichts) چیزی موفق نشدن یا خوب از آب درنیامدنwerdenintransitivبیشتر▾
18. (محاورهای؛ در جملههای پرسشی) دربارهی آینده: چه پیش میآید؟werdenintransitivبیشتر▾
19. (gehoben, veraltend; jmdm. wird etw.) چیزی نصیب کسی شدنwerdenintransitivبیشتر▾
20. (werden + مصدر) برای ساخت آیندهی ساده (Futur I)؛ کاری که در آینده رخ میدهدwerdenintransitivبیشتر▾
21. (werden + مصدر) برای حدس دربارهی اکنون؛ گمان دربارهی چیزی که الان رخ میدهدwerdenintransitivبیشتر▾
22. (werden + اسم مفعول + haben/sein) برای ساخت Futur II؛ کاری که در آینده تمام شده خواهد بودwerdenintransitivبیشتر▾
23. (Futur II) حدس دربارهی رویدادی که در گذشته یا اکنون به پایان رسیده استwerdenintransitivبیشتر▾
24. (werden + اسم مفعول) برای ساخت مجهول (Passiv)werdenintransitivبیشتر▾
25. (würde + مصدر) برای ساخت وجه التزامی (Konjunktiv)werdenintransitivبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




