Wissen
| Perfekt | Präteritum | Präsens | Pronomen |
|---|---|---|---|
| habe gewusst | wusste | weiß | ich |
| hast gewusst | wusstest | weißt | du |
| hat gewusst | wusste | weiß | er/sie/es |
| haben gewusst | wussten | wissen | wir |
| habt gewusst | wusstet | wisst | ihr |
| haben gewusst | wussten | wissen | sie/Sie |
معانی
1. دانستن؛ چیزی را بر پایهیِ تجربه، مشاهده، آموزش یا اطلاعِ دیگران در حافظه یا آگاهی داشتنWissen+akk.بیشتر▾
2. (انعکاسی) خود یا چیزی را در وضعیتی دانستن؛ آگاه بودن از اینکهsich Wissenبیشتر▾
3. (کموبیش هممعنی با «kennen») شناختن؛ چیزی را بلد بودنWissen+akk.بیشتر▾
4. (اصطلاحی) خبر داشتن؛ از کسی یا چیزی چیزی دانستن (Bescheid wissen، von jmdm. nichts wissen wollen)Wissenvon+dat.بیشتر▾
5. (با مصدرِ همراهِ zu) توانستنِ انجامِ کاری؛ بلد بودنِ انجامِ کاریبیشتر▾
معانی
1. دانش؛ مجموعهیِ آنچه کسی میداند؛ مجموعهیِ معلوماتبیشتر▾
2. آگاهی؛ اطلاعی که کسی (با یا بدونِ قطعیت) داردبیشتر▾
3. آگاهیِ هشیارانه؛ انجام دادنِ کاری با اطلاعبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
